تبلیغات
بورس و مدیریت مالی بازرگانی فناوری اطلاعات - روانشناسی حماقت

بورس و مدیریت مالی بازرگانی فناوری اطلاعات

مدیران عملگرا

جمعه 15 آبان 1388

روانشناسی حماقت

نویسنده: کیارش جهانپور   

اقتصاددانان تا مدت ها گمان می كردند كه تصمیم گیری ها از اصول منطقی پیروی می كند. نظریه های آنها بر این اساس بود که افراد از هر فرصتی برای دستیابی به منفعت بیشتر استفاده می كنند. اما دكتر كانمان و تورسكی ثابت كردند كه مردم در برخی از موارد كاملا غیرمنطقی رفتار می كنند و انطباق تصمیم گیری ها و قضاوت هایشان با مدل های عقلانی تقریبا غیرممكن است.

دكتر كانمان در گفت وگویی از آنچه در برخورد روانشناسی و اقتصاد رخ می دهد سخن گفته است:


آیا از پیش قصد داشتید طرز فكر اقتصاددانان را به چالش بكشید؟

ما قطعا نمی خواستیم روی اقتصاد تاثیری بگذاریم. در نخستین سال ها اقتصاددانان، به خطاهای ناچیزی كه ما به عنوان روانشناس بررسی می كردیم هیچ علاقه ای نداشتند. به خوبی در خاطرم مانده است كه حوالی سال 1971 در اورشلیم به یك میهمانی دعوت شدم كه فیلسوف آمریكایی مشهوری نیز در آن حضور داشت. كسی ما را به هم معرفی كرد و به او گفت كه من درباره پژوهشی جالب کار می کنم. او تقریبا 30 ثانیه به من گوش كرد و سپس ناگهان با گفتن این جمله حرف هایم را قطع كرد: من هیچ علاقه ای به روانشناسی حماقت ندارم.

شاید نظریه پیش نگری (Prospect Theory) بیش از همه موجب معروفیت شما و آموس تورسكی شده باشد. می توانید توضیح دهید كه این نظریه چه می گوید؟

در سال 1738 دانیل برنولی مقاله ای مهم نوشت و در آن نظریه مطلوبیت را مطرح ساخت. پرسشی كه برنولی برای خویش مطرح ساخت این بود كه «چگونه مردم تصمیمات خطرناك اتخاذ می كنند؟»

برنولی برای پاسخ دادن به آن مثال واقعا خوبی را مورد تحلیل قرار داد: بازرگانی با خود می اندیشد كه آیا در زمانی از سال كه 5 درصد احتمال از دست رفتن كشتی وجود دارد، یك كشتی از آمستردام به سن پترزبورگ بفرستد یا نه. برنولی پیامدهای ممكن را در قالب مطلوبیتشان ارزیابی كرد.

او معتقد بود كه بازرگان در چارچوب وضعیت مالی اش حساب و كتاب می كند: چقدر به دست خواهد آورد اگر كشتی به مقصد برسد، اگر به مقصد نرسد، اگر كشتی را بیمه كند، اگر بیمه نكند. اكنون معلوم شده كه برنولی مرتكب یك اشتباه شده است؛ اشتباهی كه از بعضی جهات ارتكاب آن شگفت انگیز است. از نظر برنولی وضعیت مالی یعنی كل مقداری كه شخص به دست آورده است و اولویت شخص چه با داشتن یك میلیون دلار سرمایه اولیه آغاز كرده باشد چه با نیم میلیون دلار یا دو میلیون دلار یكسان است. اما نكته آنجا است كه هیچ بازرگانی به این شكل فكر نمی كند، در چارچوب وضعیت مالی، او نیز مانند هر كس دیگری به سود و زیان خود می اندیشد.

در واقع این نكته ای بسیار جزیی است اما معلوم شد نكته ای است كه تفاوت اساسی ایجاد می كند. زیرا اگر نحوه فكر كردن مردم این گونه نباشد و اگر مردم عملا در چارچوب سود و زیان خویش و نه در چارچوب وضعیت مالی فكر كنند، آن گاه دیگر هیچ كدام از تحلیل های ریاضی كه در آنها مردم چنین پنداشته شده اند درست نخواهند بود. اثبات این مسئله برای ما مدت زیادی طول كشید.

نظریه پیش نگری چه نوع مسائلی را تبیین می كند؟

فكر می كنم مهم ترین پدیده ای كه مشاهده كردیم چیزی است كه «نفرت از زیان» نامیده می شود. میان سود و زیان نوعی عدم تقارن وجود دارد. در كلاس هایم می گویم: «سكه ای را پرتاب خواهم كرد، اگر خط آمد شما 10 دلار باخته اید. در صورت برد چقدر می خواهید تا این شرط بندی از نظر شما قابل قبول باشد؟» برای آنكه این شرط بندی برای افراد قابل قبول باشد بیش از 20 دلار می خواهند. و اكنون همین آزمایش را با مدیر عاملان و افراد بسیار ثروتمند انجام داده و از آنها پرسیده ام كه اگر سكه ای پرتاب كنم و در صورت خط آمدن آنها 10 هزار دلار بازنده شوند و آنها برای اینكه شرط بندی را بپذیرند در صورت برد 20 هزار دلار خواسته اند. در واقع مردم میان سود كردن و زیان دیدن با دقت تمام تمایز قائل هستند و اصلا دوست ندارند زیان كنند.

نظریه پیش نگری روی اقتصاددانان چه تاثیری داشته است؟

تصحیح خطای برنولی موثر بود، زیرا ریچارد تالر (R.Thaler) با استفاده از آن اقتصاد رفتار را بنیان گذاشت. ما برای اقتصاد رفتار حفاظی فراهم كردیم، زیرا مدل عقلانی را به طور جدی به چالش كشیدیم و آن را طوری مطرح كردیم كه خواننده متن قانع می شد. اما این طور نیست كه اقتصاد زیرورو شده باشد، نشده است و به دلایل ساختاری بسیار محكم در آینده نیز نخواهد شد. مدل عقلانی بر اقتصاد تسلط دارد و به همین شكل نیز باقی خواهد ماند. اقتصاد رفتار با آن ور می رود، فرضیاتش را اصلاح و آنها را از نظر روانشناختی معقول می كند. اما در نهایت نتیجه كاملا متفاوت از نگاه نظریه كلاسیك اقتصاد نیست.

چه چیزهایی كشف كردید؟

یك كشف تكان دهنده را برایتان بازگو می كنم. زنان مطلقه در مقایسه با زنان متاهل از زندگی شان رضایت كمتری دارند كه چیز عجیبی نیست. اما هنگامی كه به میانگین وضعیت روحی آنها در طول روز نگاه می كنید، می بینید كه عملا شادتر و سرحال تر هستند. مسئله دیگر تاثیر قابل توجه دوستان است. در واقع مردم با دوستانشان خوش ترند تا با خانواده، همسر یا فرزندشان.

چرا زنان مطلقه شادترند؟

تاكنون علت آن را درنیافته ایم، اما این چیزی است كه داده ها نشان می دهند.

Can you increase your height by stretching?
یکشنبه 26 شهریور 1396 08:20 ب.ظ
Thank you, I've recently been looking for information approximately this topic
for a long time and yours is the greatest I have discovered till now.
However, what concerning the bottom line? Are
you certain concerning the source?
What is distraction osteogenesis?
پنجشنبه 9 شهریور 1396 04:41 ب.ظ
Great information. Lucky me I discovered your site by
accident (stumbleupon). I've saved as a favorite for later!
shadam
شنبه 1 مرداد 1390 11:54 ب.ظ
kheili onvane jalebie baraye tahghigh konjkav shodam bishtar bedoonam dar in mored
bishtar benevis postat kheili kootaho ghadimie
علی رضا غفاری
شنبه 9 بهمن 1389 01:25 ب.ظ
خیلی جالب بود حیف که تحقیق تو این ضمینه ها اصلا تو ایران رواج نداره
پاسخ کیارش جهانپور : شما طرحشو بنویس تحقیق کنیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :