تبلیغات
بورس و مدیریت مالی بازرگانی فناوری اطلاعات - کارآفرینی چیست ؟

بورس و مدیریت مالی بازرگانی فناوری اطلاعات

مدیران عملگرا

چهارشنبه 8 مهر 1388

کارآفرینی چیست ؟

نویسنده: کیارش جهانپور   


مقدمه:
رویكرد اكثر كشورهای جهان در دهه‌های اخیر به موضوع كارآفرینی و توسعه آن، موجب گردیده‌ موجی از سیاستهای توسعه كارآفرینی در دنیا ایجاد شود. كشورهای مختلف راه حلی راكه در سه دهه گذشته برای فائق آمدن بر مشكلات مختلف اقتصادی و اجتماعی به آن روی آورده‌اند، توسعه فرهنگ كارآفرینی، انجام حمایت‌های لازم از كارآفرینان، ارائه آموزشهای مورد نیاز به آنان و انجام تحقیقات و پژوهشهای لازم در این زمینه بوده است. تأمل در وضعیت اقتصادی و روند مراحل پیشرفت و توسعه در كشورهای پیشرفته و در حال توسعه كه به موضوع كارآفرینی توجه نموده‌اند، نشانگر آن است كه این كشورها توانسته‌اند به پیشرفت‌های چشمگیری در زمینه‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی دست یابند و یا حداقل بحرانهای پیش‌آمده را به سلامت پشت سر گذاشته و بحرانهایی كه وقوع آنها را در آینده پیش‌بینی می‌كردند را مهار نمایند. از جمله این كشورها می‌توان به ایالات متحده، كشورهای اتحادیه اروپایی، كشورهای جنوب شرق آسیا، چین، برخی از كشورهای آمریكای لاتین و آفریقایی و اقیانوسیه را نام برد
از آنجا كه مفاهیم مطرح در علوم انسانی همانند مفاهیم مطرح در علوم تجربی قطعی نیستند، لذا ارائه تعریف قطعی و مشخصی برای آنها دشوار یا غیر ممكن است. كارآفرینی هم كه از واژه ‌های مطرح در علوم انسانی است، از این قاعده مستثنی نیست. دانشمندان و محققین علوم مختلف اقتصادی، اجتماعی، روانشناسی و مدیریت كه در مورد كارآفرینی مطالعه و نظراتی ارائه كرده‌اند، تعاریف مختلفی از كارآفرینی مطرح نموده‌اند كه تفاوت‌های گاه مغایر و متناقضی دارند. تعریفی از كارآفرینی كه تقریباً شامل همه تعریفهای ارائه شده از آنان باشد، عبارت است از:

«كارآفرینی فرایندی است كه فرد كارآفرین با ایده‌های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و با بسیح منابع ،‌مبادرت به ایجاد كسب و كار و شركت‌های نو، سازمانهای جدید و نوآور و رشد یابنده نموده كه توأم با پذیرش مخاطره و ریسك است و منجر به معرفی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه می‌گردد.»

در دایره‌‌المعارف بریتانیكا ، كارآفرین اینگونه تعریف شده است:
« شخصی كه كسب و كار و یا موسسه اقتصادی را سازماندهی و مدیریت كرده و خطرات ناشی از آنرا می‌پذیرد»
واژه كارآفرینی از قرنها پیش و قبل از آنكه به زبان امروزی مطرح شود، در زبان فرانسه متداول گردید. این واژه معادل كلمه فرانسوی Enterprendre به معنای « متعهد شدن» (معادل under Take در زبان انگلیسی) می‌باشد كه در سال 1848 توسط جان استوارت میل به كارآفرینی ( Enterpreneur ) در زبان انگلیسی ترجمه شد.

مفهوم‌ كارآفرینی‌:
با تحولات‌ سریع‌ و شتابان‌ محیط‌ بین‌المللی‌ و گذر از جامعه‌ صنعتی‌ به‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ و مواجة ‌اقتصادهای‌ ملی‌ با اقتصاد جهانی‌ و مطرح‌ شدن‌ پدیده‌هایی‌ همانند «جهانی‌ شدن‌ اقتصاد» و «فن‌آوری‌اطلاعات‌» ، مباحث‌ اساسی‌ درخصوص‌ راهكارهای‌ مختلف‌ برای‌ تسریع‌ فرآیند رشد و توسعة‌ پایدار و رفاه‌اقتصادی‌ مطرح‌ می‌گردد. یكی‌ از این‌ مباحث‌ جدید، نقش‌ كارآفرینان‌ در این‌ فرایند می‌باشد. كارآفرینی‌ ازمفاهیم‌ جدیدی‌ است‌ كه‌ حداقل‌ در محدود ه علم‌ اقتصاد ، مدیریت‌، جامعه‌شناسی‌ و روان‌شناسی‌ و سایرمقوله‌های‌ مرتبط‌ با این‌ موضوع‌ قدمتی‌ بسیار كوتاه‌ داشته‌ و از مفاهیم‌ رو به‌ گسترش‌ می‌باشد. به‌ دلیل‌ آنكه ‌معنای‌ تحت‌الفظی‌ «كارآفرینی‌» نمی‌تواند عمق‌ محتوی‌ و مفهوم‌ این‌ واژه‌ را مشخص‌ نماید و برای‌ جلوگیری‌ ازفهم‌ نادرست‌ این‌ موضوع‌ یا واژه‌ با سایر واژه‌ها و برای‌ رسیدن‌ به‌ فهم‌ و فرهنگ‌ مشترك‌ از آن‌، معرفی‌ وشناساندن‌ این‌ واژه‌ بسیار مهم‌ می‌نماید . این‌ كه‌ كارآفرینی‌ چیست‌؟ كارآفرین‌ كیست‌؟ فرآیند كارآفرینی‌ چگونه‌است‌؟ نقش‌ و تاثیر كارآفرینی‌ و كارآفرینان‌ در ابعاد توسعه‌ و رشد اقتصادی‌ و متغیرهای‌ كلان‌ اقتصادی‌ هماننداشتغال‌ چیست‌؟ نقش‌ آموزش‌ و تجربه‌ در رشد كارآفرینی‌ چه‌ میزان‌ است‌؟ سوالهایی‌ هستند كه‌ باید برای‌ رسیدن‌به‌ این‌ فرهنگ‌ مشترك‌ به‌ وضوح‌ و مبسوط‌ پاسخ‌ داده‌ شود.
به‌طور كلی‌ «كارآفرینی‌» از ابتدای‌ خلقت‌ بشر و همراه‌ با او در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ حضور داشته‌ و مبنای‌تحولات‌ و پیشرفتهای‌ بشری‌ بوده‌ است‌. لیكن‌ تعاریف‌ زیاد و متنوعی‌ از آن‌ در سیر تاریخی‌ و روند تكامل‌موضوع‌ بیان‌ شده‌ است‌، كه‌ برخی‌ از این‌ تعاریف‌ ارائه‌ می‌گردد:
ـ كارآفرین‌ كسی‌ است‌ كه‌ متعهد می‌شود مخاطره‌های‌ یك‌ فعالیت‌ اقتصادی‌ را سازماندهی‌، اداره‌ و تقبل‌كند ( Webster's New Collegiate Dictionary ).
ـ خریداری‌ نیروی‌ كار و مواد اولیه‌ به‌ بهائی‌ نامعین‌ و به‌ فروش‌ رساندن‌ محصولات‌ به‌ بهائی‌ طبق‌ قرارداد(برنارد دو بلیدور ( Bernard F. De Belidar ) اقتصاددان‌ فرانسوی‌ در اوایل‌ قرن‌ هیجدهم‌).
ـ كارآفرین‌ فردی‌ است‌ كه‌ ابزار تولید را به‌ منظور ادغام‌ آنها برای‌ تولید محصولات‌ قابل‌ عرضه‌ به‌ بازار، ارائه‌می‌كند (ریچارد كانتیلون‌ R. Cantillon در حدود سال‌ 1730).
ـ كارآفرین‌ عاملی‌ است‌ كه‌ تمامی‌ ابزار تولید را تركیب‌ می‌كند و مسوولیت‌ ارزش‌ تولیدات‌، بازیافت‌ كل‌سرمایه‌ای‌ را كه‌ بكار می‌گیرد، ارزش‌ دستمزدها، بهره‌ و اجاره‌ای‌ كه‌ می‌پردازد و همچنین‌ سود حاصل‌ را برعهده‌ می‌گیرد (جان‌ باتیست‌ سی‌ ( Jean Baptiste Say ) ، اقتصاددان‌ فرانسوی‌ در سال‌ 1803 میلادی‌).
ـ كارآفرینی‌ پلی‌ است‌ بین‌ جامعه‌ به‌ عنوان‌ یك‌ كل‌، به‌ ویژه‌ جنبه‌های‌ غیراقتصادی‌ جامعه‌ و موسسات‌انتفاعی‌ تاسیس‌ شده‌ برای‌ تمتع‌ از مزیت‌های‌ اقتصادی‌ و ارضاء آرزوهای‌ اقتصادی‌ (آرتور كول‌ ( A. Cole ) ، 1946 ).
ـ كارآفرین‌ فردی‌ است‌ كه‌ تخصص‌ وی‌ تصمیم‌گیری‌ عقلائی‌ و منطقی‌ درخصوص‌ ایجاد هماهنگی‌ در منابع‌كمیاب‌ می‌باشد (كاسون‌، 1982).
ـ كارآفرینی‌ به‌ عنوان‌ یك‌ تسریع‌كننده‌، جرقة‌ رشد و توسعة‌ اقتصادی‌ را فراهم‌ می‌آورد (ویلكن‌( Wilken ) ، 1980 )
ـ كارآفرین‌ فردی‌ است‌ كه‌ شركتهای‌ جدیدی‌ را كه‌ سبب‌ ایجاد و رونق‌ شغل‌های‌ جدید می‌شوند، شكل‌می‌دهند (كه‌ چموف‌ ( B - Kirchhoff ) ، 1994 ).
ـ رابرات‌ لمب‌ ( R.K .Lamb ) (1902 ) معتقد بود كه‌ «كارآفرینی‌ یك‌ نوع‌ تصمیم‌گیری‌ اجتماعی‌ است‌ كه‌توسط‌ نوآوران‌ اقتصادی‌ انجام‌ می‌شود و نقش‌ عمدة‌ كارآفرینان‌ را اجرای‌ فرآیند گستردة‌ ایجاد جوامع‌ محلی‌،ملی‌ و بین‌المللی‌ و یا دگرگون‌ ساختن‌ نمادهای‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ می‌دانست‌.
ـ هربرتون‌ ایوانز ( Herberton G.Evans ) (1957 ) معتقد بود كه‌ كارآفرین‌ وظیفه‌ تعیین‌ نوع‌ كسب‌ و كارموردنظر را بر عهده‌ داشته‌ و یا آن‌ را می‌پذیرد.
ـ ردلیچ‌ ( F.Redlich ) (1958) معتقد است‌ كه‌ كارآفرین‌ در حالی‌ كه‌ مدیر، سرپرست‌ و هماهنگ‌كننده‌فعالیت‌های‌ تولید است‌، برنامه‌ریز، نوآور و تصمیم‌گیرنده‌ نهایی‌ در یك‌ شركت‌ تولیدی‌ نیز می‌باشد.
ـ مك‌ كله‌لند ( D.M,clelland ) (1961 ) معتقد بود كه‌ كارآفرین‌ كسی‌ است‌ كه‌ «یك‌ شركت‌ (یا واحداقتصادی‌) را سازماندهی‌ می‌كند و ظرفیت‌ تولیدی‌ آن‌ را افزایش‌ می‌دهد.»
ـ پنروز ( E.Penrose ) (1968 ) جنبة‌ اصلی‌ كارآفرینی‌ را همانا شناسایی‌ و بهره‌برداری‌ از كرهای‌فرصت‌طلبانه‌ برای‌ گسترش‌ شركتهای‌ كوچكتر می‌داند.
ـ كارلند ( J.c.carland ) (1984 ) معتقد است‌ كه‌ كارآفرین‌ فردی‌ است‌ كه‌ جهت‌ دستیابی‌ به‌ سود و رشد،شغلی‌ را به‌ وجود می‌آورد و مدیریت‌ می‌كند.
ـ چل‌ ( E.chell ) و هاروث‌ ( J.Haworth ) (1988 ) در تحقیقات‌ خود به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند كه‌كارآفرینان‌ افرادی‌ هستند كه‌ قابلیت‌ مشاهده‌ و ارزیابی‌ فرصتهای‌ تجاری‌، گردآوری‌ منابع‌ مورد نیاز و دستیابی‌به‌ ارزیابی‌ حاصل‌ از آن‌ را داشته‌ و می‌توانند اقدامات‌ صحیحی‌ را برای‌ رسیدن‌ به‌ موفقیت‌ انجام‌ دهند.
ـ پیتردراكر ( P.draker ) (1985 ) معتقد است‌، كارآفرین‌ كسی‌ است‌ كه‌ فعالیت‌ اقتصادی‌ كوچك‌ وجدیدی‌ را با سرمایه‌ خود شروع‌ می‌نماید.
ـ ادی‌ ( G.Eddy ) و الم‌ ( k.olm ) (1985 ) معتقدند كه‌ كارآفرین‌ فردی‌ است‌ كه‌ مایل‌ و قادر به‌مخاطره‌پذیری‌ است‌ و در عین‌ حال‌ ابزار تولیدی‌ و اعتباری‌ را در هم‌ می‌آمیزد تا به‌ سود یا اهداف‌ دیگری‌همچون‌ قدرت‌ و احترام‌ اجتماعی‌ دست‌ یابد.
ـ تراپ‌مان‌ ( J. Torpman ) و مورنینگ‌ استار ( G.Morningstar ) (1989) در كتاب‌ «نظام‌های‌كارآفرینانه‌» در دهة‌ 1990 می‌نویس ن د: كارآفرین‌ یعنی‌ تركیب‌ متفكر با مجری‌، كارآفرین‌ فردی‌ است‌ كه‌ فرصت‌ارائه‌ یك‌ محصول‌، خدمات‌، روش‌ و سیاست‌ جدید یا راه‌ تفكری‌ جدید برای‌ یك‌ مشكل‌ قدیمی‌ را می‌یابد.كارآفرین‌ فردی‌ است‌ كه‌ می‌خواهد تاثیر اندیشه‌ محصول‌ یا خدمات‌ خود را بر نظام‌ مشاهده‌ كند.
ـ جفری‌ تیمونز ( Jeffry Timmons ) (1990 ) درخصوص‌ كارآفرینی‌ می‌نویسد: «كارآفرینی‌ خلق‌ و ایجاد بینشی‌ ارزشمند از هیچ‌ است‌. كارآفرینی‌ فرایند ایجاد و دستیابی‌ به‌ فرصتها و دنبال‌ كردن‌ آنها بدون‌ توجه‌ به‌منابعی‌ است‌ كه‌ در حال‌ حاضر موجود است‌. كارآفرینی‌ شامل‌، خلق‌ و توزیع‌ ارزش‌ و منافع‌ بین‌ افراد، گروهها،سازمانها و جامعه‌ می‌باشد.
ـ دیوید مك‌ كران‌ ( D. Mckeran ) و اریك‌ فلانیگان‌ ( E.Flannigan ) (1996 ) كارآفرینان‌ را افرادی‌نوآور، بافكری‌ متمركز، و به‌ دنبال‌ كسب‌ توفیق‌ و مایل‌ به‌ استفاده‌ از میانبرها می‌دانند كه‌ كمتر مطابق‌ كتاب‌ كارمی‌كنند و در نظام‌ اقتصادی‌، شركتهایی‌ نوآور، سودآور و با رشدی‌ سریع‌ را ایجاد می‌نمایند.
در واقع‌، هنوز هم‌ تعریف‌ كامل‌، جامع‌، مانع‌ و مورد پذیرش‌ همة‌ صاحبنظران‌ ارائه‌ نشده‌ است‌، لیكن‌ دراین‌ بین‌ تئوری‌ و تعاریف‌ اقتصاددان‌ مشهور اتریشی‌ به‌ نام‌ «جوزف‌ شومپیتر ( Joseph schumpeter ) ازكارآفرینی‌ و نقش‌ كارآفرینان‌ در فرآیند توسعه‌ مورد توافق‌ و ارجاع‌ اكثر محققین‌ در این‌ زمینه‌ است‌:
بر طبق‌ نظر وی‌ كارآفرین‌ نیروی‌ محركة‌ اصلی‌ در توسعة‌ اقتصادی‌ و موتور توسعه‌ می‌باشد و نقش‌ وی‌عبارت‌ است‌ از نوآوری‌ یا ایجاد تركیب‌های‌ تازه‌ از مواد. شومپیتر مشخصة‌ اصلی‌ كارآفرین‌ را «نوآوری‌»می‌دانست‌ و كار یك‌ كارآفرین‌ را «تخریب‌ خلاق‌» تعریف‌ كرد. وی‌ در كتاب‌ «نظریة‌ اقتصاد پویا» اشاره‌ می‌كندكه‌ تعادل‌ پویا از طریق‌ نوآوری‌ و كارآفرینی‌ ایجاد می‌گردد و اینها مشخصة‌ یك‌ اقتصاد سالم‌ هستند.

سابقه کارآفرینی در دنیا
در اوایل سده شانزدهم میلادی كسانی را كه دركار مأموریت نظامی بودند كارآفرینی خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیتهایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره پیمانكاران دولت كه دست اندركار امور عمرانی بودند، از لفظ كارآفرین زیاد استفاده شده است.
كارآفرینی و كارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مكاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاكنون به نحوی كارآفرینی را در نظریه‌های خود تشریح كرده‌اند. ژوزف شوپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 كه همزمان با داوران ركود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری كارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر كارآفرینی»لقب داده‌اند. از نظر وی «كارآفرین نیروی محركه اصلی درتوسعه اقتصادی است » و نقش كارآفرینی عبارت است از «نوآوری یا ایجاد تركیب های تازه از مواد»
كارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه‌شناسان با درك نقش كارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است.
جامعه شناسان كارآفرینی را به عنوان یك پدیده اجتماعی در نظر گرفته و به بررسی رابطه متقابل بین كارآفرینان و سایر قسمتها و گروههای جامعه پرداخته‌اند .
دانشمندان مدیریت به تشریح مدیریت كارآفرینی و ایجاد جو و محیط كارآفرینانه در سازمانها پرداخته‌اند.

سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی
به طور کلی و با عنایت به موارد اشاره شده در فوق ، سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی را می‌توان به پنج دوره تقسیم نمود:
دوره اول: قرون 15 و 16 میلادی: در این دوره به صاحبان پروژه‌های بزرگ كه مسئولیت اجرایی این پروژه‌ها همانند ساخت كلیسا، قلعه ها، ‌تأسیسات نظامی و .... از سوی دولتهای محلی به آنها واگذار گردید. كارآفرین اطلاق می‌شد، در تعاریف این دوره پذیرش مخاطره، لحاظ نشده است.
دوره دوم: قرن 17 میلادی: این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و بعد مخاطره پذیری به كارآفرینی اضافه شد كارآفرین در این دوره شامل افرادی همانند بازرگانان ، صنعتگران و دیگر مالكان خصوصی می‌باشد.
دوره سوم: قرون 18و 19 میلادی: در این دوره كارآفرین فردی است كه مخاطره می‌كند و سرمایه مورد نیاز خود را از طریق وام تأمین می‌كند، بین كارآفرین و تأمین كننده سرمایه (سرمایه‌گذار) و مدیر كسب و كار در تعاریف این دوره تمایز وجود دارد.
دوره چهارم: دهه‌های میانی قرن بیستم میلادی: در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولی جدید، ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یك جزء اصلی به تعاریف كارآفرینی اضافه شده است.
دوره پنجم: دوران معاصر( از اواخر دهه 1970 تاكنون ): در این دوره همزمان با موج ایجاد كسب و روند كارهای كوچك و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش كارآفرینی به عنوان تسریع كننده این سازوكار، جلب توجه زیادی به این مفهوم شد و رویكرد چند جانبه به این موضوع صورت گرفت. تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفرینی معطوف بود، اما در این دوره به تدریج روانشناسان، جامعه ‌شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف كارآفرینی و كارآفرینان توجه نموده‌اند.

تا دهه 1980 سه موج وسیع ، موضوع كارآفرینی را به جلو رانده است:
موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار كتابهای زندگی كارآفرینان و تاریخچه شركتهای آنها، چگونگی ایجاد كسب و كار شخصی و شیوه‌های سریع پولدار شدن می‌باشد. این موج از اواسط دهه 1950 شروع می‌شود.
موج دوم: این موج كه شروع آن ازدهه 1960 بوده شامل ارائه رشته‌های آموزش كارآفرینی در حوزه‌های مهندسی و بازرگانی است كه در حال حاضر این حوزه‌ها به سایر رشته‌ها نیز تسری یافته است.
موج سوم: این موج شامل افزایش علاقمندی دولتها به تحقیقات در زمینه كارآفرینی و بنگاههای كوچك، تشویق رشد شركت‌های كوچك و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری‌های صنعتی می‌شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است.

سایت دبیرخانه کارا

Kraig
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:49 ق.ظ
Appreciating the hard work you put into your blog and detailed information you present.
It's awesome to come across a blog every once in a while that isn't the same out of date rehashed information. Great read!
I've saved your site and I'm including your RSS feeds to
my Google account.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 08:44 ب.ظ
Howdy exceptional website! Does running a blog like this take a lot of work?
I have absolutely no expertise in coding however I was hoping
to start my own blog soon. Anyway, if you have any suggestions or tips for new
blog owners please share. I understand this is off subject but I just had to ask.
Thanks!
سینا
پنجشنبه 3 دی 1388 03:42 ب.ظ
کارآفرینی محرکه ی اقتصاد است پس کشور بی کارآفرینی موتور ندارد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :