
مقدمه:
آشنایی با مفاهیم پایه:
تحلیل فنّی چیست؟
تحلیل
فنّی مطالعهی رفتارهای بازار با استفاده از نمودارها و با هدف پیش بینی
آیندهی روند قیمتها است.(مورفی، 1384) در تحلیل فنّی با استفاده از
یکسری شاخصهای آماری و چندین الگوی نموداری روند قیمتها در گذشته را
مورد مطالعه قرار داده و آنها را به آینده تعمیم می دهیم. تحلیل تكنیكی
از این لحاظ دقیقا شبیه پیشبینی هواشناسی است. همانطور كه هواشناس از
روند گذشته و جاری هوا برای پیشبینی آن در آینده استفاده میكند،
سرمایهگذار نیز از تحلیل تكنیكی و روند گذشته و جاری قیمت سهام برای
پیشبینی قیمتهای آتی بهره میبرد.
تحلیل فنّی بر پایهی سه اصل، فلسفهی اساسی خود را بیان می کند:
1- همه چیز در قیمت لحاظ شده است.
2- قیمتها بر اساس روندها حرکت می کنند.
3- تاریخ
دوباره تکرار می شود.(مورفی،1384)
تحلیل گرانی که طرفدار تحلیل فنّی می باشند، این گونه بیان می کنند که یک
سرمایه گذار یا تحلیل گر لازم نیست تمامی اطلاعات را جمع آوری کرده و به
بررسی و تحلیل آنها بپردازد و البته نه این کار مقدور است و نه به صرفه.
مکانیزم بازار و به عبارتی مکانیزم عرضه و تقاضا، قیمت را به سوی تعادل
حرکت می دهد و لزوماً دانستن اینکه چه عواملی این حرکت را باعث شده است
کمکی به کسب سود نمی کند. بنا بر اصل اول یک تحلیل گر تکنیکال در ابتدا به
این باور رسیده است که هر چیزی که بتواند در قیمت تاثیر گذار باشد اعم از
فاکتور های سیاسی؛ فاندامنتالی جغرافیایی و یا سایر فاکتور ها در قیمت یک
سهم لحاظ شده است.پس از درک و پذیرش جمله فوق به عنوان مقدمه تحلیل فنّی
به این نتیجه می رسیم که تحلیل قیمت ها تمام آن چیزی است که ما به آن نیاز
داریم.در حقیقت قیمت و روند حرکتی آن خود گویای تغییرات و وضعیت شرکت ها و
یا اتفاقات حوزهی کلان اقتصادی است.
نظریهی ثابت شدهای وجود داردکه تاکید می کند قیمت ها بر اساس روندها
حرکت می کنند و یا به عبارت دیگر قیمت ها دوست دارند روند فعلی خود را حفظ
کنند تا زمانی که عوامل بازدارندهی حرکت آنها را متوقف کند(مورفی،1384).
اصل تمایل تاریخ به تکرار بیشتر به روانشناسی بازار برمی گردد . ماهیت این
اصل بیان می دارد که فعالان بازار مایلند یک واکنش تکراری نسبت به محرک
های مشابه بازار در طول زمان های مختلف داشته باشند.
مقایسهی تحلیل فنّی و فاندامنتال:
آنچنان که در تحلیل فنّی پایه و اساس تحلیل ها بر قیمت ها و روندهای حاکم
بر آنها قرار دارد، در تحلیل فاندامنتال این عوامل اقتصادی هستند که بر
عرضه و تقاضا تاثیر می گذارند و باعث می شوند قیمت ها نوسان پیدا
کنند.(مورفی، 1384). در تحلیل فاندامنتال هدف تحلیلگر کشف ارزش ذاتی
کالاها یا شرکت هاست. در این نوع تحلیل هنگامی که ارزش ذاتی کالا یا سهام
بالاتر از ارزش جاری و قیمت فعلی آن قرار گیرد، آن کالا یا سهام ارزان
طلقی شده و خرید آن توسط تحلیلگرتوصیه می شود. تحلیلگران فاندامنتال در
بازار ارز بیشتر به تحلیل اوضاع اقتصاد بین الملل، متغیرهای کلان اقتصادی
و آمار و ارقام تجاری در عرصهی بین المللی می پردازند و با کمک این قبیل
مطالعات به درک ارزش ذاتی و پیش بینی ارزش آتی ارز یک کشور دست می یابند.
تحلیل فاندامنتال در بورس اوراق بهادار و سهام با بررسی وضعیت داخلی
شرکتها، نسبت های مالی و مقایسهی آنها با یکدیگر و با میانگینهای صنعت،
اقدام به ارزیابی ارزش ذاتی سهام
آنها می کند. برای مثال تحلیلگر بنیادی با بررسی و ضعیت آب و هوا و میزان
بارندگی و رشد صادرات میوه ایی خاص به این نتیجه میرسد قیمت میوه گرانتر
خواهد شد.یا با توجه به ترازنامه و وضعیت مالی کارخانه ایی یا مصوبات مجمع
آن به این نتیجه می رسد قیمت سهام آن کارخانه افت خواهد کرد.یا زمانی که
نرخ بیکاری کشوری اعلام گردید با توجه به اینکه نرخ بیکاری افزایش یافته و
نرخ بهره و … جهت قدرت گرفتن آن ارز را در مقابل ارز دیگر با شرایط دیگر
تشخیص میدهد.در هر دو روش فاندامنتال و تکنیکال هدف اصلی کشف روند قیمتها
و بهره گیری از آن می باشد. پس از آشنایی مقدماتی با تحلیل فاندامنتال
وتکنیکال می توان پارهای از تفاوتهای میان آن ها را ذکر کرد:
1- در تحلیل فاندامنتال بیشتر به بررسی علل تغییر در قیمت پرداخته می
شود در حالی که تحلیل فنّی کاری با علل تغییر ندارد و تاثیر تغییرات قیمت
بر روند آتی آن را بررسی می کند. تحلیلگر فنّی مدعی است ، مسائل
فاندامنتال در لحاظ شده و نیاز به بررسی و تحلیل جداگانه ندارد.
2- تفاوت دیگر بین این دو نوع تحلیل در انعطاف پذیری آنها است. از
تحلیل فنّی می توان در اکثر بازارها استفاده کرد امّا حجم اطلاعات و صورت
های مالی برای استفاده در تحلیل فاندامنتال نیاز به درجهی بالایی از تخصص
در صنعتها و بازارهای گوناگون دارد و این امر موجب ایجاد محدودیت برای
تحلیلگر می شود. به عنوان مثال شما می توانید از شاخص میانگین متحرک در
بورس اوراق بهادار و یا بازار فارکس(بازار تبادل ارزهای خارجی) استفاده
کنید و به نوعی تحلیل فنّی دست یابید، اما اگر در تحلیل فاندامنتالِ بورس
اوراق بهادار و صنعتی خاص از آن خبره باشید نمی توانید همین مهارت را
فوراً در بازار ارز به کارگیرید، چون به اطلاعات ، ساختار و عوامل
فاندامنتال جدید برخورد می کنید.
3- تحلیل فاندامنتال به علت ماهیتش بیشتر بازه های زمانی بلند مدت را
در بر می گیرد. تحلیل بنیادین در مقایسه با تحلیل فنی یک راهکار دراز مدت
را برای تحلیل بازار به کار می برد . در حالیکه تحلیل فنی را می توان در
یک قالب زمانی چند
هفته ای ، چند روزه و حتی چند دقیقه بکار برد . در حقیقت در تحلیل فنّی،
بازهی زمانی تابعی از انتخاب تحلیلگر می باشد هر چند بعضی از منابع
تحلیل فنّی را برای خرید و فروش سریع و بازههای کوتاه مدت مناسبتر می
دانند.
تحلیلگر فنّی یا چارتیست؟
در زبان محاورهای اغلب چارتیست، تحلیلگر فنّی، تحلیلگر بازار و
تحلیلگر نموداری به صورت مترادف به کار میروند، اما با توجه به
پیشرفتهای این عرصه و تخصصی شدن امور، می توان هر یک از این موارد را
وظیفهای جداگانه دانست. چارتیستها تحلیلگران تکنیکالی هستند که بیشتر
از تحلیل نمودارها برای پیشبینی آینده استفاده می کنند. در مقابل این
دسته، تحلیلگران آماری وجود دارند که دادههای آماری را دریافت کرده برای
آنها آزمونهایی طراحی می کنند و از آنها در سیستمهای کامپیوتری معاملات
استفاده می کنند. تحلیلگران آماری مدل های معاملاتی را به سیستمهای
کامپیوتری وارد می کنند تا به صورت اتوماتیک اخطارهای خرید و فروش را به
دست آورند. در هر صورت چارتیستها و تحلیلگران آماری هر دو نوعی از
تحلیلگران تکنیکی محسوب می شوند.
تحلیل فنّی و نظریهی داو(Dow)
پایه و اساس تحلیل فنّی در عصر حاضر را باید در مقالاتی جستوجو کرد که چارلز داو(Charles Dow) برای مجلهی
وال استریت(wall street) ارئه می کرد. چارلز داو همزمان با تاسیس شرکت
داوجونز- همرا شریک تجاری خود، ادوارد جونز در سال 1882- شروع به انتشار
این مقالات کرد. در سال 1884، چارلز داو از میانگین قیمت نهایی یازده
شرکت، نخستین شاخص بازار سرمایه را ارئه کرد.(مورفی،1384). وش كار چارلز
داو بسیار ساده بود: او ارزش سهام ۱۲ شركت بزرگ آمریكا را با هم جمع می
كرد و عدد حاصل را تقسیم بر دوازده می ساخت. عددی كه به دست می آمد نشان
دهنده شاخص داو بود. در میان دوازده شركت مورد نظر چارلز داو شركت هایی
مانند جنرال الكتریك و شركت تنباكوی آمریكا كه بعدها تجزیه شد، وجود
داشتند. در سال 1897 چارلز داو دوشاخص(میانگین) مجزّا را معرفی کرد.
میانگین صنعت كه شامل دوازده سهام مرغوب و برتر صنعتی میشد و میانگین
راهآهن كه بیست سازمان اقتصادی خطوط راهآهن را در برمیگرفت. اكنون ما
آنها را با میانگین صنعتی داوجونز (DJIA) و میانگین ترابری (حمل و نقل)
داوجونز (DJTA) میشناسیم. اکثر نظریات تحلیلی داو در بازارهای مختلف
کاربرد دارد. به طور کلی نظریات داو در مورد روند قیمت ها و تحلیل روند را
می توان به صورت زیر خلاصه نمود:
1- همه چیز در شاخص(میانگین)لحاظ می شود: این اصل بیان می دارد که حاصل
جمع و گرایشات معاملات بازار، مجموع اطلاعات گذشته را در بازار نشان می
دهد و تاثیراتش را بر شاخص خواهد گذاشت(مورفی،1384).
2- بازار سه نوع روند دارد و هر روندی خود از سه روند کوچکتر تشکیل شده است:
بازار دارای سه روند صعودی(Uptrend)، نزولی(Downtrend) و خنثی(Sideways
trend)می باشد. چارلز داو روند صعودی را این گونه تعریف می کند: هنگامی که
قیمت در یک رالی صعودی بالاتر از رالی صعودی پیش از آن قرار گیرد و یا
قیمت در یک حفرهی نزولی بالاتر از حفرهی نزولی پیش از آن قرار گیرد یک
روند صعودی خواهیم داشت(مورفی، 1384). به طور کلی هنگامی که برآیند روند
کلی نوسانات قیمتها رو به بالا باشد روند صعودی خواهیم داشت و هنگامی که
برآیند نوسانات قیمت رو به پایین باشد روند نزولی خواهیم داشت.در روندهای
خنثی برآیند قیمت تقریباً شاهد اوج ها و حدّاقلهای برابر است و نوسانات و
تغییرات معناداری از روند برداشت نمی شود. شاید به توان گفت توجه به روند
ها در نظریات داو مهمترین وظیفهی تحلیلگر است . تحلیل روند علاوه بر
نیاز به کسب مهارت و تجربه خود نوعی هنر نیز طلقی می گردد.
در شکل شمارهی 1 می توانید انواع روند را مشاهده کنید:
3- روندهای بزرگ دارای سه مرحله هستند: از نظر داو یک روند از سه روند دیگر تشکیل می گردد که عبارتند از :
الف) روند اولیه ؛ ب) روند ثانویه و ج) روند کوچک . روند اولیه نشان دهندهی وضعیت کلّی بازار و
در حقیقت جوّ حاکم بر بازار است .داو در نظریاتش بر روی روند اولیه تاکید
بیشتری دارد و این روند را شامل سه مرحله می داند؛ 1- مرحلهی تراکم: در
این مرحله سرمایهگذاران حرفهای و آگاه وارد بازار می شوند.
2- مرحلهی مشارکت عمومی: در این مرحله قیمتها سریعاً رشد کرده و اکثر سرمایهگذاران وارد بازار می شوند.
3- مرحلهی توزیع: در این مرحله مطبوعات به طور وسیع اخبار اقتصادی و تحلیلهای مثبت را منتشر می کنند و حجم معاملات افزایش می یابد. اینجا ست که سرمایهگذاران آگاه و زیرک پیش از این که خریدارن اخیر آمادهی فروش شوند عرضه را شروع می کنند. روند ثانویه در واقع واكنش تصحیحی برای روند نخستین به شمار میآیند. این واكنش ها به نوعی از یك تا سه ماه به طول میانجامد و ردپای آن را از یك سوم به دو سوم روند ثانویه پیشین میتوان دنبال كرد.
منبع: جان.جی.مورفی (1384)-تحلیل فنّی در بازار سرمایه: ترجمهی کامیار فراهانی فرد، رضا قاسمیان لنگرودی.تهران- نشر چالش.www.irbourse.tk
به عمل کار برآید به سخن دانی نیست